جالب ترین ها
قدیمی ترین وبلاگ در مورد جالب ترین ها
گروه طراحي پيام بلاگ گروه طراحي پيام بلاگ گروه طراحي پيام بلاگ گروه طراحي پيام بلاگ گروه طراحي پيام بلاگ

در نزدیکی ده ملا، مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و

 فوق العاده سرد می شد. دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک

شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما

 یک سور به تو می دهیم وگرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه

 ما بدهی. ملا قبول کرد. شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید

 و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت: من برنده شدم و باید به

 من سور دهید. گفتند: «ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟» 

ملا گفت:نه، فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و

 معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند:همان آتش تو

را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی. ملا قبول

کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند،

 اما نشانی از ناهار نبود. گفتند: «ملا، انگار نهاری در کار نیست.» 

ملا گفت:چرا ولی هنوز آماده نشده. دو سه ساعت دیگه هم گذشت

 باز ناهار حاضر نبود. ملا گفت:آب هنوز جوش نیامده که برنج

را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به

 جوش نمی آید. دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده و

دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده!  گفتند:ملا این شمع

کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند.

ملا گقت:چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم

 کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود!» 

نتیجه :

با همان متری که دیگران را اندازه گیری

 می کنید اندازه گیری می شوید



نوع مطلب : جالب ترین ها، جالب ترین عکس ها، جالب ترین متن ها، جالب ترین کلیپ ها، ،
برچسب ها : جالب,عکس,آهنگ,موزیک,فیلم,اینترنت,وبلاگ,داغ,قدیمی,جالب ترین ها,عاشقانه,کل کل,چت،
پنج شنبه 11 مهر 1392

یک تاجر امریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود .

در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش

 چند تا ماهی بود. از ماهیگیر پرسید :

 چقدر طول کشید تا این چند ماهی رو گرفتی ؟

 ماهیگیر : مدت خیلی کمی.

تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟

ماهیگیر : چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر: اما بقیه وقت را چیکار می کنی ؟

ماهیگیر: تا دیروقت می خوابم ،یه کم ماهیگیری می کنم با بچه ها

 بازی می کنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم

به گیتار زدن خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم.تو باید

 بیشتر ماهی گیری کنی.اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری

 بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعداً اضافه می کنی و

 اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری .

ماهیگیر: خوب بعدش چی ؟

تاجر : به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو

 مستقیماً به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست

 می کنی . بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت

می کنی و می روی مکزیکوسیتی ! بعد از اون هم لس آنجلس ! و از

 اونجا هم نیویورک . اونجاست که دست به کارهای مهمتری می زنی

ماهیگیر: این کار چقدر طول می کشه ؟

تاجر: پانزده تا بیست سال .

ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟

تاجر: بهترین قسمت همینه در یک موقعیت مناسب که گیر اومد

میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی ! این کار

 میلیون ها دلار برات عایدی داره.

ماهیگیر: میلیون ها دلار ! خوب بعدش چی ؟

تاجر : اون وقت بازنشسته می شی ! میری یه دهکده ساحلی

 کوچیک! جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی ! یه کم ماهیگیری

 کنی، با بچه هات بازی کنی! بری دهکده و تا دیروقت با دوستات

 گیتار بزنی و خوش بگذرونی .



نوع مطلب : جالب ترین ها، جالب ترین عکس ها، جالب ترین متن ها، جالب ترین کلیپ ها، ،
برچسب ها : جالب,عکس,آهنگ,موزیک,فیلم,اینترنت,وبلاگ,داغ,قدیمی,جالب ترین ها,عاشقانه,کل کل,چت،
پنج شنبه 11 مهر 1392

خانومی واسه تولد شوهرش پیشنهاد داد برن یه رستوران خیلی شیک

وقتی رسیدن به رستوران , دربون رستوران گفت:

سلام بهروز جان ... حالت چطوره ؟؟؟

زنه یه کم غافلگیر شد و به شوهره گفت :

 بهروز , تو قبلا اینجا بودی ؟؟

شوهر: نه بابا این یارو رو توی باشگاه دیده بودم ...

وقتی نشستن , گارسون اومد و گفت :همون همیشگی رو بیارم ؟

زنه یه مقدار ناراحت شد و گفت : از کجا میدونه تو چی میخوری ؟

شوهر :اینم توی همون باشگاه بود یه بار وقت خوردن غذا منو دید .

خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان ...

 آهنگ مورد علاقتو میخونم برات ....

زنه دیگه عصبانی شد و کیفشو برداشت از رستوران اومد بیرون.

شوهره دوید دنبالش . زنه سوار تاکسی شد ....

بهروز جلو بسته شدن در تاکسی رو گرفت و خواست توضیح بده

که حتما اشتباهی پیش اومده و منو با یکی دیگه اشتباهی گرفتن ...

زنه سرش داد زد و انواع فحشا رو بهش داد ...

یهو راننده تاکسی برگشت گفت : بهروز...!

اینی که امشب مخشو زدی خیلی بی ادبه ها ....!!



نوع مطلب : جالب ترین ها، جالب ترین عکس ها، جالب ترین متن ها، جالب ترین کلیپ ها، ،
برچسب ها : جالب,عکس,آهنگ,موزیک,فیلم,اینترنت,وبلاگ,داغ,قدیمی,جالب ترین ها,عاشقانه,کل کل,چت،
پنج شنبه 11 مهر 1392

یکی از همکارام ازم پرسید چرا خانوم ها تو غذا خوری ها

پس از پایان غذا از خلال دندان استفاده نمی کنن اما اکثر

آقایون از خلال دندان استفاده می کنن؟

من تا حالا خودم به این قضیه فکر نکرده بودم و جوابی نداشتم بدم

 

حالا نظر شما چیه؟



نوع مطلب : جالب ترین ها، جالب ترین عکس ها، جالب ترین متن ها، جالب ترین کلیپ ها، ،
برچسب ها : ،
پنج شنبه 11 مهر 1392

سلام

خوبین همگی؟

کسی من رو یادش میاد؟!من محمد هستم کسی که واسه اولین بار یه وبلاگ زد با عنوان جالب ترین ها....از اون موقع نزدیک 6 سال میگذره...اون موقع من توی بلاگفا زدم بعدش با لوکس بلاگ آشنا شدم اون موقع لوکس بلاگ زیاد وباگ نداشت.....از اون بزرگاش فقط من بودم و امیر فارسی1 و از جون آدمیزاد تا شیر مرغ و رپ فارس و چندتا وبلاگ سـ...کــ...ی  الان دیگه نه لوکس بلاگ اون لوکس بلاگ قبلیه نه دیگه من محمد قبلیم از اون بچه هیا قدیم فقط امیر رو الان بعضی موقع ها توی اینترنت میبینم

میخوام دوباره وبلاگ رو زنده کنم......

کسی خواست نویسنده بشه بهم یا ایمیل بزنه یا تو نظرات بگه

lop_041@yahoo.com



نوع مطلب : جالب ترین ها، جالب ترین عکس ها، جالب ترین متن ها، جالب ترین کلیپ ها، ،
برچسب ها : ،
پنج شنبه 11 مهر 1392



پيوند روزانه
پيوندها
امکانات جانبي